السيد علي الحسيني الميلاني

187

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

مصحلت آن را درك نمىكنيم ؛ چنان كه در داستان حضرت موسى و خضر مصلحت كارهايى هم‌چون سوراخ كردن كشتى و امورى از اين قبيل براى حضرت موسى روشن نبود و پاسخ حضرت خضر نيز همين بود كه تو مصلحت اين كارها را نمىدانى . « 1 » صلح امام حسن مجتبى سلام اللَّه عليه با معاويه نيز در زمره چنين امورى است . صلحى كه مورد اعتراض برخى از اصحاب آن حضرت قرار مىگيرد ؛ اشخاصى كه جاهلند و مصلحت را نمىدانند . معصوم هر كارى انجام دهد بر اساس مصحلت است ، هر چند مردم مصلحت آن را ندانند ؛ از اين رو امام مجتبى عليه السلام در پاسخ اعتراض آن‌ها به داستان موسى و خضر على نبينا وآله وعليهما السلام استشهاد مىكنند . « 2 » پاسخ سوم : در هر داستانى از داستانهاى انبياء كه قرآن مجيد حكايت نموده است ، ابتدا بايد جزئيّات داستان بررسى شود و پس از بررسى هر مسأله‌اى ، پاسخ در خور خود را دريافت كند . به عنوان مثال در جريان حضرت آدم ، از كجا ثابت مىشود كه نهى از خوردن ميوه درخت ، نهى مولوى بوده است ؟ در حالى كه علماء مىگويند : اين نهى ، نهى تنزيهى بوده است . به هر تقدير ، هر آن‌چه در قرآن نسبت به انبياء گذشته آمده باشد ، با اين سه پاسخ به آن رسيدگى كرده و به حل و فصل آن مىپردازيم . به عبارت ديگر همهء اين موارد قابل حمل و تأويل است و در نهايت اگر نتوانستيم ، مىگوييم اين عمل مصلحتى دارد كه ما از درك آن عاجزيم .

--> ( 1 ) . سورهء كهف : آيه 70 - 80 . ( 2 ) . ر . ك : الإحتجاج : 2 / 8 - 10 ؛ بحار الأنوار : 44 / 19 / ح 3 .